ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
278
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
منصوب شد و بلافاصله به مقام سفير كبيرى در همان دربار ارتقاء يافت ولى هيچ كدام اين پستها حس جاهطلبى او را ارضاء نمىكرد . در اين فاصله چون نظر روحانيان ايران نسبت به ميرزا حسين [ خان ] هيچ خوب نبود ، با استفاده از مسافرت شاه به بغداد و كربلا ، ضمن كسب اجازه و مرخصى ، به زيارت مكه مشرف گرديد . حاجى تازه از خانهى خدا برگشته ، در بغداد به ملتزمين ركاب شاه پيوست و با ايشان به تهران مراجعت نمود . در اين موقع بود كه اول به وزارت امور خارجه و بعد به صدراعظمى منصوب گرديد . در طى سه سالى كه بر اريكهى صدارت عظمى تكيه زده بود ، دشمن آشتىناپذير روحانيان به شمار آمد . به علت غرور و نظر تحقيرآميزش نسبت به شاهزادگانى كه به همراه شاه به اروپا مىرفتند ، پايههاى صدراعظمى وى سست و متزلزل شد . در ايام غيبتش از ايران عليه وى دسيسهيى چيده شد كه ناصر الدين [ شاه ] در موقع مراجعت ناچار گرديد او را از مقامش بر كنار كند . حتى كممانده بود سر خود را نيز بر سر اين ماجرا بر باد دهد ولى چند نشان ، از جمله نشانهاى ستارهى هندوستان و لژيون دونور ، همچنين شفاعت و پادرميانى سفراى انگليس و فرانسه به داداش رسيدند و جانش را نجات دادند . ضمنا شاه تحت تأثير روزنامههاى اروپايى كه سخت از صدراعظم سابق دفاع مىكردند قرار گرفت . اما مؤثرتر از همهى اينها اين واقعيت است كه با تقديم مبلغ قابل توجهى به عنوان پيشكش به شاه جان خود را بازخريد . شش ماه بعد از بركنارى و گوشهنشينى وى مشكلاتى پيش آمد كه به دنبال آن نزديك بود روابط خوب ميان دولتين ايران و تركيه سخت به تيرگى بگرايد . سفير سلطان عثمانى از بىتوجهى و عدم رعايت نزاكت سياسى ميرزا سعيدخان - وزير امور خارجهى وقت - به شاه شكايت كرد . شاه دوباره حاجى ميرزا حسينخان را به جاى او برگزيد و يك سال بعد با عنوان سپهسالارى اعظم - كه بالاترين درجهى نظامى ايران و معادل مارشال است - وزير جنگ شد . اروپاييان به اين همه كارهى سابق شاه به علت دانش و شايستگى كه داعيهاش را داشت لقب بزرگمرد داده بودند . ولى او به دليل شدت عمل و قاطعيت خشنى كه درباره ايرانىها و همچنين اروپايىها اعمال مىكرد ، زياد محبوب نبود . متأسفانه اين انديشه در مغزش راه يافته بود كه تا با مردم با خشونت رفتار نكند ، نمىتواند قدرت و برترى خود را نسبت به آنان نشان دهد . به اين جهت در هر موضوعى اشخاص را از خود مىرنجاند . به عنوان يك مأمور دولت ، در برابر بعضى از معايب بزرگ محاسن بسيار ارزندهيى نيز داشت . بىنهايت باهوش و سريع الانتقال بود . به روانى به چند زبان صحبت مىكرد و